السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
480
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مىشد و اين صندوق در ميان انبياء بنى اسرائيل دست به دست مىگشت . سپس رو به جانب ما كرده و گفتند : صندوق و تابوت شما چيست ؟ گفتيم : سلاح و شمشير ، فرمود : آرى تابوت سكينه شما همانست و از آن حضرت ( ع ) نقل شده : ابعاد تابوت و صندوق موسى ( ع ) سه ذراع در دو ذراع بود و در آن عصاى موسى قرار داشت و سكينه روح الهى بود كه تكلّم مىكرد و هر وقت در بارهء چيزى اختلاف مىكردند با آنها سخن مىگفت و حقيقت امر را بر ايشان آشكار مىكرد . روايت شده : وقتى دشمنان بنى اسرائيل بر آنها غلبه كردند ، آن را در بتخانهء خود قرار دادند ، و صبح ديدند كه بتهايشان شكسته پس صندوق را بيرون آوردند و آن را در محلّى خارج از شهر قرار دادند ، پس از آن دردى در گلوى خود احساس كردند و بلاء و مرگ و مير و بيمارى و با آنها را فرا گرفت ، پس مشورت كرده و تصميم گرفتند ، صندوق را از شهر بيرون ببرند و رأى آنها بر اين امر قرار گرفت كه آن را بر پشت يك گارى قرار دهند و گارى را به دو گاو متّصل نمايند و آن گاوها را روانه كنند تا از شهر خارج شوند ، سپس ملائكه نازل شدند و آن دو گاو را به نزد بنى اسرائيل بردند . ابن اثير در ( الكامل ) مىگويد : پس از وفات الياس خداوند يسع را در ميان بنى اسرائيل برانگيخت و او تا مدّتى ميان ايشان زيست ، پس از مرگ او جنگها و اتفاقاتى براى بنى اسرائيل رخ داد كه در همهء آن موارد با مقدّم كردن تابوت سكينه بر دشمن غالب مىشدند و شكل آن صندوق به صورت يك گربه بود و هر گاه از صندوق صدايى شبيه صداى گربه خارج مىشد ، يقين مىيافتند كه پيروز خواهند شد ، سرانجام در جنگى آنها شكست خوردند و دشمن صندوق را از آنها غنيمت گرفت و پادشاه بنى اسرائيل از شدّت اندوه و حسرت جان سپرد ، آنگاه دشمن وارد سرزمين ايشان شد و بر آنها تسلّط يافت و ايشان را به ذلّت كشانيد . ظاهرا فاصله زمانى بين وفات يوشع تا زمان اشموئيل شصت سال بوده است ، در اخبار راجع به اشموئيل آمده است ، وقتى بلاء و معصيت در ميان بنى اسرائيل زياد شد و دشمنان تابوت را از آنها گرفتند ، هر پادشاهى كه به حكومت مىرسيد آنها را مورد آزار قرار مىداد ، تا وقتى كه جالوت پادشاه كنعانيان كه مملكت او بين مصر و فلسطين بود بر آنها غالب شد و بر ايشان ماليات سنگين وضع كرد و تورات را از آنها گرفت ، پس از پيامبر خود تقاضا كردند كه براى آنها پادشاهى برانگيزد كه در كنار او كارزار